تبليغاتX
*
*
*
*

فرهنگی
مسائل فرهنگی

 

 

بسم الله الرحمن الرحيم

بي ترديد جلال الدين محمد مولوي شاعر و عارف نامدار ادب فارسي در قرن هفتم هجري قمري از بزرگترين و برجسته ترين چهره هاي عرفان است وبيهوده نيست که موسسه فرهنگي – هنري سازمان ملل ( يونسکو ) روزي را به نام او تعيين مي کند.

تعالي روحي ، والايي انديشه ، به کارگيري و تلفيق علوم و معارف اسلامي با شعور و شوق و جذبه عرفاني ، بيان حقايق هستي در واقعيات اجتماعي ، رابطه خدا انسان و طبيعت در زبان بي پيرايه و ساده شعر و نتيجه گيري هاي قاطع و مبتني بر اصول اخلاق و شرع ، هنر والاي مولاناست که او را در قياس با بزرگان شعر و عرفان حتي در مقايسه با پيش کسوتان او حکيم سنايي و عطار نيشابوري ، برجسته و ممتاز مي کند.

مايه سعادت است که دانش آموزان مدرسه راهنمايي زينبيه 2 در شهريار پا به پاي مراکز دانشگاهي و فرهنگي جهان در بزرگداشت اين بزرگ مرد انديشه و عرفان ، به پا خواسته است . البته ناگفته نماند که حمايت هاي مديريت محترم آموزش و پرورش خود انگيزه اي است براي اينگونه حرکتهاي مثبت علمي فرهنگي .

ضمن تبريک به مناسبت اعياد قربان و غدير و قبولي عبادت همه مسلمين در روز عرفه ، از حضور سبز جناب آقاي خاتمي امام جمعه عزيز شهرمان و مسئول محترم آموزش و پرورش آقاي تاجيک ، معاون فرماندار آقاي آقچه لو و کليه همکاران مدير و تمام ياران و دوستان عزيزي که به دعوت اينجانب پاسخ مثبت داده اند کمال قدرداني را مي نمايم و از همه دانش آموزان پايه سوم راهنمايي که در برگزاري اين همايش با کمک دبيران محترمشان ما را ياري کردند و اين محيط گرم صميمي را فراهم آوردند سپاسگزارم. اميد که اين کوششها بتواند ذره اي از نيات ما را در بزرگداشت شخصيت والاي مولانا برآورده کند.

 

باتشکر از همه شما ، والسلام

مديريت مدرسه راهنمايي زينبيه 2

زهراثمري

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 19:34  توسط بنت محمد  | 

حضرت على (ع) در سيزده رجب سال 30 عام الفيل در كعبه به دنيا آمد مادرش فاطمه بنت اسد و پدرش ابوطالب نام داشت. در بيست و يكم ماه رمضان سال 40 هجرى در شهر كوفه به درجه شهادت رسيد. قبر مطهرش در نجف اشرف قرار دارد
بخشهاى زندگانى على (ع)
با توجه به اينكه اميرمومنان ده سال پيش از بعثت پيامبر (ص) ديده به جهان گشود و در حوادث تاريخ اسلام هموارده در كنار پيامبر اسلام (ص) قرار داشت و پس از درگذشت آن حضرت نيز سى سال زندگى نمود، مى‏توان مجموع عمر 63 ساله او را به پنج بخش زير تقسيم نمود:
1- از ولادت تا بعثت پيامبر اسلام( ص)
مقدار عمر امام در اين بخش از ده سال تجاوز نمى‏كند زيرا زمانى كه على (ع) ديده به جهان گشود، بيش از سى سال از عمر پيامبر نگذشته بود و پيامبر در چهل سالگى به رسالت مبعوث گرديد، بنابراين على (ع) در موقع بعثت پيامبر بيش از ده سال نداشت.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 17:20  توسط بنت محمد  | 

نقش انگشتر على (ع)
سبط بن جوزى در كتاب تذكرة الخواص نوشته است:نقش انگشترى آن حضرت عبارت‏«خداوند فرمانروا،على بنده اوست‏» (الله الملك على عبده) بوده است.همچنين وى مى‏نويسد:آن حضرت انگشترى را در انگشتان دست راست‏خود مى‏كرده است و حسن و حسين (ع) نيز چنين مى‏كرده‏اند. ابو الحسن على بن زيد بيهقى معروف به فريد خراسان در كتاب خود موسوم به صوان الحكمه كه به نام تاريخ حكماى اسلام مشهور است در ذيل شرح زندگانى يحيى نحوى ديلمى ملقب به بطريق،چنين مى‏گويد:« يحيى فيلسوف و ترساكيش بود و عامل امير المؤمنين (ع) در نظر داشت تا وى را از فارس بيرون براند.يحيى نيز ماجراى خود را براى على (ع) نگاشت و از آن حضرت درخواست امان كرد.محمد بن حنفيه،به فرمان على (ع) امان نامه‏اى براى يحيى نوشت كه من آن امان نامه را در دست‏حكيم ابو الفتوح مستوفى نصرانى طوسى مشاهده كردم.توقيع على (ع) با خط خود آن حضرت و با عبارت «الله الملك و على عبده‏» (خداوند فرمانروا و على بنده اوست.) در پاى اين مكتوب موجود بود.سبط بن جوزى اين عبارت را به عنوان نقش انگشترى آن حضرت دانسته ولى مطابق با نقل بيهقى اين توقيع به دست‏حضرت نوشته شده است و بعيد نيست كه گفته بيهقى متين‏تر باشد.» همچنين احتمال دارد كه آن حضرت نامه‏ها را چنين امضا مى‏كرده و سپس همان عبارت را بر نگين انگشترى نقش زده است.ابن صباغ در كتاب فصول المهمه فى معرفة الائمه گويد:«اسندت ظهرى الى الله‏» (پشت من به خداوند متكى است) نقش نگين آن حضرت بوده است.عده‏اى ديگر نقش نگين آن حضرت را«حسبى الله‏»ذكر كرده‏اند.كفعمى نيز در مصباح گويد:نقش نگين انگشترى آن حضرت‏«الملك لله الواحد القهار»بوده است.البته بعيد نيست كه آن حضرت داراى چند انگشترى با نقوش متعدد بوده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 17:3  توسط بنت محمد  | 

زندگينامه حضرت علي
قسمت اول :::::
كنيه امام على (ع)
آن حضرت را به دو كنيه ابو الحسن و ابو الحسين ناميده‏اند.امام حسن (ع) در حيات پيامبر پدرش را با كنيه ابو الحسين و امام حسين (ع) او را با كنيه ابو الحسن مى‏خوانده‏اند.پيامبر نيز وى را با هر دوى كنيه‏ها خطاب مى‏كرده است.چون پيامبر وفات يافت على (ع) را به اين دو كنيه صدا مى‏كردند.يكى ديگر از كنيه‏هاى على (ع) ،ابو تراب است كه آن را پيامبر برگزيده و بر وى اطلاق كرده بود. در استيعاب نقل شده است:«به سهل بن سعد گفته شد:حاكم مدينه مى‏خواهد تو را وادارد تا بر فراز منبر،على را دشنام گويى.سهل پرسيد:چه بگويم؟گفت:بايد على را با كنيه ابو تراب خطاب كنى.سهل پاسخ داد:به خدا سوگند جز پيامبر كسى على را بدين كنيت،نامگذارى نكرده است. پرسيد:چگونه‏اى ابو العباس؟جواب داد:على (ع) نزد فاطمه رفت و آن‏گاه بيرون آمد و در حياط مسجد دراز كشيد و به خواب رفت.پس از او،پيغمبر (ص) پيش فاطمه آمد و از او پرسيد:پسر عمويت كجاست؟

 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت 21:52  توسط بنت محمد  |